تبليغاتX
تقــــــدیم به بهترینــــــــــم

تقــــــدیم به بهترینــــــــــم

از میــــان قلــــــــــــــــبـم...

خبر...خبر...آی خبر...

هدیه تهرانی دوباره متاهل شد !

بعد ازانتشار شایعات متفاوت درخصوص ازدواج هدیه تهرانی بازیگر زن سینمای ایران تازه ترین اخبار دراین خصوص ارایه کننده مشخصات همسری است که گفته میشود این بازیگر سینما قراراست باوی ازدواج کند .
 

مطلب زیر برگرفته ازیک وبلاگ است که اخبار مربوط به هنرمندان سینما را منتشر میکند .
خبر ازدواج هديه تهراني بارها و بارها تيتر اول مجله هاي مختلف كشور بود اما خيلي زود بي اساس بودن ان مشخص مي شد.
همين تابستان 85 بود كه سوپر استار مشهور سيماي ايران بالاخره اپارتمانش در ولنجك را رها كرد و منزلي در خيابان مطهري خريد تا با مادرش زندگي كند.
بازار شايعه همواره پشت سر اين سوپر استار داغ بود، اما او با ارامش تنها به كارهاي خود مي پرداخت
تا قبل از سال 86 خبر ازدواج او دروغ سيزده محسوب مي شد
خبر ازدواج هديه تهراني در سال 86 مثل بمب صدا نكرد چون هيچ كس باور نمي كرد اما با مشخص شدن واقعي بودن خبر حالا اين خبر سوپرايز 86 ملقب شد كه دوستداران اين بازيگر را غافلگير كرد
بازيگري كه از هيچده سالگي روي پاهاي خود ايستاد و مشاغل مختلفي مثل ، بيزينس طلاسازي طراحي مبلمان و دكراسيون مربيگري شنا و …. تجربه كرده.
او هميشه در مصاحبه هايش عنوان مي كرد كه بازيگري را تنها براي كسب تجربه بيشتر انتخاب كرده و دوست دارد او معتقد است كه تنها پرده نقره اي است كه فرصت كسب تجربيات غير ممكن در زندگي را به او مي دهد. بعد از وارد شدن به سينما و كسب موفقيت بالاخره دست به محك زدن خود در عالم تاهل زد.
هديه تهراني متولد اول تير ماه 1351 شمسي در تهران، اين اولين مطالبي است كه در دفتر قطور محضر بدون درج جزئيات بيشتر درج مي شود. بالاخره سوپپر استار سينمايي ايران پاي سفره عقد مي نشيند و او و اقا داماد خوشبخت در دفتر ثبت 46 امضا مي زنند.
از شاهدان اين ازدواج هيلدا خواهر كوچكتر هديه تهراني كه او هم در هنر دستي بر اتش دارد و مادرش مي توان نام برد.
تنها بازيگر زني كه توانست 10 سال تمام بدون رقيب در سينماي ايران به فعاليت بپردازد. هيچ كدام از فيلم هاي كه در انها به ايفاي نقش پرداخت هرگز با حادثه اي به نام شكست در روي گيشه مواجه نشد.
تنها سوپراستار زني است كه در تاريخ سينماي ايران دستمزدش بالاتر از مردان بوده است. بالاخره سوپر استار بي رقيب و شريك و يكتاز در عرصه بازيگري ايران شريك پيدا كرد.
هومن، بهمن ماهي است متولد 1359 ليسانس كارگرداني سينمايش را از دانشكده اصفهان گرفته است. اقا داماد خوش شانس كه اصالتا لاهيجاني است 8 سال كوچكتر است اما عشق كوچك و بزرگي نمي شناسد.
پدر و مادرش هنوز هم در همين شهر شمالي در كار پرورش گل فعاليت دارند اما اقا داماد هم در شهرك غرب تهران زندگي مي كند و يك 206 دارد. روز اول فروردين 86 با حضور اقوام درجه اول هومن و هديه مراسم عقد كنان به صورت مختصر و خصوصي در تهران برگزار و جشن عروسي به بعد موكول شد
.




+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/18ساعت 10  توسط آروین  | 

برای تو....

دختری هست

         که من خاطره هایش را

    در شبی ابر آلود

                   از میان قابی خیس

                                     تماشا کردم

                                                                     

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/05/09ساعت 0  توسط آروین  | 

مهنـــــاز... مهنـــــاز... مهنــــاز...

http://www.salijoon.ir/bazigar/mahnaze%20afshar/30nema4251755.JPG

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 3  توسط آروین  | 

یه سر بزنید هـــــــــــــــــــــــــــــا...

http://houlo.blogfa.com

حتما یه سر به اینجا بزنید

یه وبلاگ توپ برای طرفداران مهناز افشار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 3  توسط آروین  | 

اینم یه عکس ماه از گلشیفته فراهانی...

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 3  توسط آروین  | 

خبر...خبر...آی خبر...

 

        سينماي ايران | آتش بس
( عكس: علي نيك رفتار )

 

يك سئوال مشترك از هر دو تاشان :

 

- نقش بازيگر مقابل شما مثلا ( مهناز افشار براي گلزار و محمدرضا گلزار براي افشار ) در نحوه ي بازي شما چقدر اهميت دارد ؟

 

 * محمد رضا گلزار * :   

 

سينماي ايران | آتش بس
( عكس: علي نيك رفتار )     اين اهميت در بازي هاي مكمل و بده بستان هاي بازيگري  چشمگير

 

است . شايد اگر بخواهم بگويم بهترين پارتنر من در دوره ي كارهاي  سينمايي ام ( مهناز افشار ) بوده اغراق

 

نكرده ام چرا كه حقيقتا هم همينطور بوده است . من چند سال پيش / زهر عسل / را با ايشان كار كردم و در

 

كار / سيزده گربه روي شيرواني / و همچنين / كما / شناخت ما از يكديگر عميق تر هم شد . به طوري كه در

 

فيلم/ آتش بس/ به نقطه ي اوج همكاري رسيد يم و علت موفقيت اين فيلم نيز درك صحيح من و ايشان از يكديگر

 

 بود .

 

سينماي ايران | آتش بس
( عكس: علي نيك رفتار ) سينماي ايران | آتش بس
( عكس: علي نيك رفتار )

 

                                          ******************

* مهناز افشار * : 

 

سينماي ايران | آتش بس
(عكس: علي نيك رفتار )  

 با آقاي گلزار قبلا افتخار همكاري داشتم و تقريبا با تجربه و هوش سر

 

 شار ايشان در ايجاد فضاي نمايشي و نكته هاي حسي آشنا بودم . ايشان مثل همه ي بازيگران حرفه اي

 

 روحيه ي همكاري قابل تحسيني دارند به همين خاطر نوع  فضا سازي و ايجاد تفاهم براي هر دو تامان روشن

 

بود . طبيعتا در تمرين هاي قبل از فيلمبرداري هم با هم هماهنگي  مي كرديم و نهايتا سكانس مورد نظر را به

 

اجرا در مي گذاشتيم . همانطور كه قبلا گفته بودم وگروه فيلم نيز انتظارش را داشتند فيلم/ آتش بس/ با

 

استقبال بي نظيري مواجه شد.

 

         سينماي ايران | آتش بس
(عكس: علي نيك رفتار )

 

 

این روزها با موفقیت آتش بس حال مهناز افشار چگونه است؟
خیلی خوب و عالی به طور طبیعی هم باید این چنین باشد البته به خاطر اینکه سر فیلمبرداری فیلم تله هستم سرم خیلی شلوغ است. اما امواج مثبت و محبت آمیز مردم را می بینم و دریافت می کنم استفبال مردم از آتش بس مرا هم خوشحال می کند

در این مدت چند بار آتش بس را دیدی؟
دوبار آتش بس را دیده ام و از فضای موجود کاملا راضی بودم اول به خاطر اینکه می دیدم مردم تا انتها تیتراژ پایانی هم ان را تماشا می کنند و بعد هم دست زدن های آنها و رضایتشان در کنار ابراز محبت ها برایم ارزشمند است.

چرا نقش آفرینی مهناز افشار در اتش بس بیشتر از دیگر فیلم هایش دیده شد؟
من در آتش بس سایه نیازی بودم و خانم میلانی سر فیلمبرداری از سایه راضی بود. حالا که آتش بس اکران شده من هم از سایه راضی ام . مردم هم سایه را فهمیده اند و با او همذات پنداری می کنند

به غیر از شما محمد رضا گلزار هم در آتش بس خیلی درخشید هر دو نشان دادید توان بازیگری بالایی دارید فقط باید بستر مهیا شود
آقای گلزار در آتش بس بی نظیر بودند من معتقدم تک تک عوامل این فیلم چه پشت دوربین و چه جلوی آن با تمام انرژی کار کردند و مدیریت لازم در کنار کار گروهی خوب و حرفه ای منحر به نتیجه ای شد که اکنون بر روی پرده می بینید.

از اینکه در این سالها تو را با ستاره سالهای قبل سینما و موسیقی مقایسه می کنند دلگیر نمی شوی؟
از نظر من مقایسه کردن درست نیست هر هنرمندی جایگاه خاص خودش را دارد برخی هنرمندان تکرار نشدنی و بی نظیر هستند که کسی نمی تواند جای انها را بگیرد به هر حال شباهت من به هیچ کس دلگیرم نمی کند تلاش می کنم مهناز افشار در بازیگری رشد کند و بتواند توانایی های خود را به نمایش بگذارد تا جایگاه خودش را بیابد.

نظرت پیرامون کودک درون مهناز افشار چیست؟
همه انسان ها در درون خود یک کودک دارند و این موضوع هیچ ربطی به سن موقعیت و فرهنگ و .... ندارد برای برخی این کودک درون کنترل شده است و برخی نیز از آن شناختی ندارند.و تا قبل از آتش بس مه هم شناختی از او نداشتم اما الان متوجه می شوم برخی رفتارهایم متعلق به همین کودک درون است از خانم میلانی یاد گرفته ام که باید با کودک درون به صلح رسید.

الان این کودک درون شما چه حالی دارد؟
خدا را شکر حالش خوب است قبل از آتش بس هم بد نبود اما آن موقع برایم ناشناخته بود

در میان فیلم هایت کدام را می پسندی؟
هر کاری را که شروع کردم سعی کرده ام بهترین فیلمم نام بگیرد اگر خوب دیده نشده دلایلی داشته که به طور حتم حای بررسی دارد اما به هر حال برای همه آنها وقت و انرژی گذاشته ام و آرزویم بوده خوب از کار در بیایند هر چند نتیجه اش بی شک از دست من خارج بوده اما به نظرم کارهای اخیرم نتایج بهتری به همراه داشته است.

کدام فیلم ها؟
از سالاد فصل به این طرف به ویژه آتش بس

نقشی بوده که ارزو کنی کاش تو آن را بازی می کردی؟
سینمای ما به خاطر شرایط فنی اش در جلوه های ویژه و یکسری محدودیت ها به همراه دارد و به طور مثال من نمی توانم نقش دراکولا را بازی کنم تا جایی که سینما و امکانات آن اجازه دهد دوست دارم نقشی را بازی کنم که جای کار بیشتری داشته باشد

مثلا چه نقش هایی؟
خودم شخصا دوست دارم نقش های ترسناک و پیچیده بازی کنم این نقش ها برایم جذاب تر است و علاقه ای به نقش های تخت ندارم

فیلمی بوده که از دیدنش در سینمای ایران خسته نشده باشی؟
خیلی فیلم ها بوده که از دیدن آن خسته نشده ام. اما بنویس آتش بس..این دیگه آخر خودخواهی است مگه نه؟( مهناز افشار می زند زیر خنده)

و در بین فیلم های خارجی؟
در سینمای جهان آنقدر فیلم های متنوع وجود دارد که شاید من از دیدن همه آنها لذت ببرم و دوست داشته باشم همیشه نگاه کنم به طور حتم اگر بخواهم نام ببرم جا نمی شود همه را بگویم

بزرگترین اشتباه مهناز افشار در زندگی چه بوده؟
حسم این است که در مورد پدرم کوتاهی کردم البته اطرافیان و خانواده چنین نظری ندارند اما خودم فکر می کنم در حق ایشان که سه سال قبل به رحمت خدا رفتند کوتاهی کرده ام.

مهناز افشار چه جور آدمی است؟
یک آدمی با میلون تا صفت خوب و بد ولی اگر حمل بر خودخواهی نباشد خونگرم بسیار رفیق برای دوستانش تا جایی که در توانش باشد محبت می کند توقع محبت ندارد تا زمانی که کسی اذیتش نکند و به اصطلاح پا روی دمش نگذارد مشکلی با هیچ کس نخواهد داشت به قول دوستانش پر انرژی است خوش قول هر چند زمان بی حوصلگی کمی بدقول می شود و دوستدار خانواده اش که باید به خاطر همه محبت ها و کمک هایی که به مهناز افشار کرده اند از آنها تشکر کنم

از دستش ناراضی یا ناراحت نیستی؟
از دستش زیاد ناراحت نیستم البته شاید یک زمانی از بعضی کارهایش دلگیر شوم اما چون کینه ای نیستم می بخشمش و با او کنار می آیم.

راستی اهل آشپزی هستی؟
من خیلی شکمو هستم و غذا خوردن را هم دوست دارم به منظرم دستپختم عالی است چون به دلیل شکمو بودنم برای غذا پختن وقت می گذارم و طعم غذا را هم برایم اهمیت فراوانی دارد.

در پختن چه غذاهایی استادی؟
غذاهای مورد علاقه ام لوبیا پولو و ماکارانی است به همین دلیل این غذاها را خیلی خوب درست می کنم

برای آینده ات چه شرایطی متصوری؟
فکر می کنم حفظ موفقیت سخت تر از رسیدن به آن باشد به طور حتم با اکران آتش بس شرایط برایم سخت تر شد باید تلاش بیشتری به خرج دهم چون انتظارها بالا رفته و فکر کنم بالا بودن اطلاعات مطالعه کار زیاد بتواند به این مهم کمک کند.

دغدغه امروز تو؟
در حال حاضر درگیر شخصیت نازنین فیلم تله هستم و تلاش می کنم این فیلم هم جزو فیلم های خوبم باشد.

و دغدغه آینده؟
این خودش تعیین می کند بیشتر به حال فکر می کنم.

بهترین کارگردانی که در فیلمش بازی کرد؟
هر نقشی را که پذیرفتم سعی کردم بهترین را ارائه دهم ولی اگر به کسی بر نخورد آتش بس واقعا بستر خوبی برای کار حرفه ای بود یعنی خانم تهمینه میلانی.

از چه راهی پول در می آوری
به طور طبیعتی بازیگر از بازیگری پود در می آورد و من هم شغل دیگری ندارم البته یک مدت شوی لباس داشتم و دیدم که وقت و زمان زیادی از من می گیرد بنابراین آن را ادامه ندادم.

بچه که بودی دوست داشتی چه کاره شوی؟
راننده کامیون!!!!!

راننده کامیون؟؟؟؟؟
از کارهای سخت که هیچان زیادی داشت هباشد لذت می برم و هیچ وقت دوست نداشتم دکتر یا مهندس شوم دلیل آن هم علاقه ام به کارهای مهیج بود به طور مثال از کار کردن در معدن یا فضانوردی و حتی میکانیکی ماشین.

اگر نتوانی از بازیگری پول در بیاوری برای گذراندن زندگی چه کار می کنیم؟
پول را خیلی دوست دارم و شاید عجیب باشد که به خرج کردن آن هم علاقه مندم چه برای خودم و چه اطرافیانم به طور کلی خسیس نیستم اما مطمئن باش اگر از بازیگری پول در نیاورم می روم داخل چاله سریوس مکانیکی و هر روز با سر صورت و دست و لباس روغنی بیرون می آیم.

با توجه به اینکه از پول خرج کردم ابایی ندارید و یک خانم محسوب می شوید تغییر دکوراسیون منزل در وهله اول قرار دارد؟
من عاشق تزئینان منزل هستم و دوست دارم هر چند سال یک بار فضای جدیدی برای خوم درست کنم اما از وهله اول یا دوم آن بگذر.

منفورترین آدم دنیا؟
هیتلر, به نظر من بیرحم ترین ادم دنیا بوده البته من این موضوع را در کتاب های تاریخ و فیلم هایی که از او ساخته شده خوانده بودم

تاریخ تولد؟
21 خرداد 1356. ساعت یادم نیست اما در تهران, ایران و روی این کره خاکی به دنیا آمده ام

تو متولد سال ماری,جنس مار شما چیه, بوا, افعی , کبری, زنگی, آبی؟
در طالع بینی خرداد 56 بی ثبات ترین مارها به حساب می آیند حالا بروید داخل جنگل کویر دشت و بیابان ببینید کدام یک از مارها بی ثبات ترین هستند.

کجا به دنیا آمده و بزرگ شدی؟
فقط تهران از تهران پارس گرفته تا خیابان جامی و زعفرانیه

تحصیلات ؟
دیپلم تجربی و بعد از آن چهار سال تدوین ویدئو
یعنی رفتی دانشگاه؟
به صورت آکادمیک نه در موسسه غیرانتفاعی حنانه زیر نظر آقای مجید فخرایی چهار سال تدوین را آموزش دیدم

درست خوب بود؟
در دبستان و راهنمایی بله سال اول دبیرستان خیلی بدجور افت تحصیلی داشتم و سال دوم هم متوسط بودم اما سال سوم با توجه به دوستان در سخوانی که داشتم بهخ خودم آمدم البته در کل دوران تحصیلی هوشم خوب بود.

تجدید نشدی؟
دو بار اما در هر دو مورد هم سر امتحان حاضر نشدم و جالب اینکه هر دو هم در دوران دبستان بود بار اول در سال سوم به خاطر تصادف نرفتم سر امتحان ریاضی و یک بار هم در سال چهارم به جای ساعت 8 ساعت 10 رفتم سر جلسه در سالهای اول و دوم دبیرستان هم همیشه ناپلئونی قبول می شدم.

پس مردود نشدی و صفر هم نگرفتی؟
نه اصلا مردود نشدم و صفر هم نگرفتم

اهل شیطنت کودکانه بودی؟
من خیلی شیطنت کردم و هنوز هم می کنم به دلیل شکمو بودن دوست داشتم بوفه دار مدرسه باشم همیشه خوراکی ها را از بوفه کش می رفتم هر چند بعد پولش را پرداخت می کردم اما یک بار دوروز از مدرسه اخراج شدم.

چرا؟
از طبقه سوم مدرسه با خاک انداز آشغال را ریختم روی سر معلم برای بازگشتن به مدرسه پدرم مجبور شد تعهد بدهد

اهل ورش هستی؟
ورزش های انفرادی را دوست دارم هم اسکی می کنم و هم اهل شنا هستم در بین ورزش های گروهی و تیمی هم والیبال را بیشتر از دیگر رشته ها می پسندم.

برای اسکی کجا می روی؟
پیست دیزین. راستی اگر بازیهای کامپیوتری هم جزو ورزش محسوب می شود بنویس من عاشق آتاری بودم به خصوص بازی دوز و پلیس البته اهل بازی با تلفن همراه هم هستم.

دوست داری چطور بمیری؟
قبل از فوت پدرم مردن برایم سخت بود اما بعد از رفتن پدرم پذیرش مرگ برایم ساده تر شده است به طور کلی دیگر از مردن نمی ترسم اما نوع ان را نمی توانم بیان کنم فقط دوست دارم وقتی مردم حداقل احساس آنهایی که مرا می شناختند در موردم خوب باشد.

روی سنگ قبرت چی می نویسی؟
خانواده ام برای سنگ قبر پدرم به دیوان حافظ تفال زدند من هم این کار را می کنم( افشار از گنجه کتابهایش دیوان حافظ را بر می دارد و تفالی مزند) ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود.

از چه چیزی بیشتر در دنیا می ترس؟
جنگ خیلی ترسناک است.

کارتون های مورد علاقه؟
من عاشق کارتونم و یکی از تفریح های من دیدن کارتو نسا آن زمانها سیندرلا را دوست داشتم و صد ویک سگ خالدار پلنگ صورتی مورچه و مورچه خوار, سندباد, بارپاپاپا عوض میشه بامزی هاچ زنبور عسل خانواده دکتر ارنست و جودی ابوت.

 

 

در اين زمان مهناز افشار نشان مي دهد اگر فيلمسازي از روي شناخت سراغ او برود مي تواند با ايجاد بستري مناسب بازيگري مستعد را در خدمت فيلم داشته باشد .

مهناز افشار اصولا بازيگر بسيار خوبي در اين نقشهاي مکمل بوده است . اين شايد از آن جهت است که اکثر فيلمسازان محول کننده نقش اصلي و محوري به او فيلمسازاني ضعيف بوده اند . اما «آتش بس» نيز بعد ديگري از قابليتهاي او را به نمايش مي گذارد. او در اين فيلم نقش محوري و برابربا بازيگر مرد اول فيلم برعهده دارد . حال و هواي فيلم کم و بيش کمدي است و افشار نيز در شکل دادن چنين فضاهايي از خود استعداد خوبي نشان مي دهد .
اين فيلم نيز بيانگر اين نکته است که افشار در دوره ي دوم بازيگري اش کار را بسيار جدي گرفته است . بي شک توفيق «آتش بس» در جذب تماشاگران نه فقط به خاطر ظرفيت خود فيلم و حضور «گلزار» در آن بلکه به خاطر افشار نيز هست . او حالا مي رود که مهناز افشار باشد نه اين که بازيگري که به يکي از ستارگان قديمي سينما شباهت دارد .

 

چهار سال دوره تدوين ويدئو را در موسسه غيرانتفاعي حنانه زير نظر استاد مجيد ميرفخرايي آموزش ديده .
اسکي ، شنا و واليبال رو دوست داره (با شنا و واليبال موافقم وضمنا اصل شنا هستم).
عاشق تزيئنات و دکوراسيون منزل .
لوبيا پلو و ماکاروني رو دوست داره خوب هم درست ميکنه . (اتم ماکاروني ميخورم).
با هديه تهراني دوست هست و براي بازي در کارگران مشغول کارند هديه تهراني باهاش تماس گرفت .
مثل من از پرويز پرستويي خوشش مياد .
عاشق فيلم «مي خواهم زنده بمانم» (فيلمهاي ايرج قادري خداي اشک و گريه ، نگاه کن و گريه کن مخصوصا عمو فوتبالي).
يک مزون لباس در خيابون الهيه داره که لباسهاشو از کيش و دبي مياره (اگه تبليغ شد ببخشيد).

 

مهناز افشار بازیگر ایرانی سینما است. گروهی معروفیت وی را مدیون شباهت ظاهری‌اش به فائقه آتشین (گوگوش) میدانند.

مهناز افشار متولد ۱۳۵۶ در تهران است. با اینکه دوره تدوین فیلم ویدیویی را گذرانده اما فعالیت حرفه‌ای اش را با بازی در مجموعه تلویزیونی «گم شده» در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. پس از آن او توانست در سال ۱۳۷۸ نقشی در فیلم «شیرهای جوان» (محسن محسنی نسب) بدست آورد.

اما شباهت او به گوگوش باعث شد تا در زمان اکران فیلم «شور عشق» در سال ۱۳۷۹ به شهرت برسد. او در سال ۱۳۸۳ سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم به فروش خوبی دست پیدا کردند: «کما»، «۱۳ گربه روی شیروانی» و «زهر عسل». جالب آنکه افشار در هر سه این فیلم ها با محمدرضا گلزار همبازی بود. در سال ۱۳۸۴ فیلم «آتش بس» (تهمینه میلانی) با بازی او اکران شد و به فروش خوبی دست پیدا کرد.

مهناز افشار با اینکه یکی از پولسازترین بازیگران سینمای ایران در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ است اما بازی اش از سوی منتقدان هنوز چندان جدی گرفته نشده. او در سال ۱۳۸۴ در فیلم کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) در کنار بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، رضا کیانیان و فاطمه معتمدآریا بازی کرد.

فیلم ها:

  1. آتش بس (۱۳۸۴)
  2. آکواریوم (فیلم) (۱۳۸۴)
  3. کارگران مشغول کارند (۱۳۸۴)
  4. سالاد فصل (۱۳۸۳)
  5. کما(فیلم) (۱۳۸۲)
  6. دختری در قفس (۱۳۸۱)
  7. زهر عسل (۱۳۸۱)
  8. سیزده گربه روی شیروانی (۱۳۸۱)
  9. نگین(فیلم) (۱۳۸۰)
  10. خاکستری(فیلم) (۱۳۷۹)
  11. شور عشق (۱۳۷۹)
  12. دوستان (۱۳۷۸)
  13. شیرهای جوان (۱۳۷۸)
 

اين كه بازيگران سينماي ايران، از ديرباز هميشه با شايعات دست و پنجه نرم مي‌‌كردند، ‌چيز عجيب و غريبي نيست، البته نه تنها در ايران، بلكه در تمامي كشورهاي جهان چهره‌هاي مشهور هميشه در كانون توجهات هستند، به‌خصوص زندگي شخصي‌شان، شايد كمتر پيش بيايد كه هفته‌اي زندگي شخصي و خانوادگي، نيكول كيدمن، جنيفر لوپز، جورج كلوني،
بريتني اسپيرز، شكيرا و ديگر بازيگران معروف هاليوود زير ذره‌بين مطبوعات نباشند، البته در آنجا مطبوعات از آزادي عمل بيشتري برخوردارند و براي شايعات خود در حد چند سطر نوشته بسنده نمي‌‌كنند... بلكه سعي مي‌‌كنند با تصاويري كه توسط خبرنگاران پاپاراتزي شكار مي‌‌كنند، براي ادعاي خود، تصاويري را به خواننده‌ها انتقال دهند... اما اين تمام قصه نيست، چرا كه پس از چاپ اگر بازيگر، خواننده و يا ورزشكار به ضررش تمام شود، غرامت سنگيني از نشريه مورد نظر مي‌‌گيرد و اگر برايش آن خبر، اهميتي نداشته باشد، اصلا به آن توجه نمي‌‌كند...

اما در ايران همه چيز برعكس است،‌ مطبوعات به راحتي درباره كسي، چنان مطالبي مي‌‌نويسند و نه تنها به شخصيت فرد موردنظر نزديك نيست، بلكه به هيچ عنوان ارتباطي ندارد و عيجب اين كه، فرد مورد نظر هم هيچ اقدامي نمي‌‌كند... يكي از اين بازيگران معروف كه حال بايد نام سوپراستار را رويش گذاشت و دوست نداشت نامش فاش شود به ما گفت: ديگر برايم اين شايعات بي‌‌اساس عادي شده است، يعني اصلا توجهي نمي‌‌كنند، چرا كه آنقدر نشريه زرد، از اين در و آن در مثل قارچ درآمده كه نمي‌‌دانيم كدام
يك راست مي‌‌گويند يا دروغ... اگر بخواهيم از آنان شكايت كنيم، بايد دو ماه وقتمان را به جاي لوكيشن‌هاي فيلم‌برداري در دادگاه بگذرانيم... تعدادشان هم كه ماشا‌ءا... يكي دو تا نيست... اين بازيگر نام آشناي سينماي ايران مي‌‌گفت، پس سعي مي‌‌كنيم از كنار آن بي‌‌توجه بگذريم...
زماني كه از او پرسيديم، پس پاسخ دوستان و اقوام را چه مي‌‌دهيد گفت: شايد برايتان جالب باشد، براي آنان هم عادي شده است. ديگر آنان هم متوجه شدند كه اين نشريات تنها به خاطر تيراژ بالاتر دست به چنين كارهايي مي‌‌زنند و تيتر انتخاب مي‌‌كنند، و جالب‌تر اين كه مردم هم متوجه شايعات و اخبار كذب اين نشريات شده‌اند كه حاضرند براي فروش بيشتر اقدام به چنين كارهايي كنند و با آبروي اشخاص بازي كنند، در صورتي كه ادعاي كار فرهنگي هم دارند... مردم چقدر در اين نشريات،‌ شايعاتي را بخوانند كه پس از مدتي متوجه شوند، كذب محض است، پس براي آنان هم عادي شده است...


***


شما در طول چند سال اخير به اخباري كه در مورد «هديه تهراني» گفته شد، توجه كنيد، مي‌‌دانيد اين نشريات چندبار او را به خانه‌بخت فرستادند، يكبار محمدرضا گلزار را شوهر آينده او معرفي كردند، روز ديگر فلان كارخانه‌دار... روزي يكي از
بازيگران تازه كار سينماي ايران به نام «صفوي» را... روز ديگر فيلم‌بردار ايراني‌الاصل فيلم سينمايي ارباب حلقه‌ها را و... اما همه مي‌دانيم كه هديه خانم همچنان مجرد است و زندگي با مادر را براي خود انتخاب كرده است...

و يا درباره همين بازيگران مجموعه نرگس... انواع و اقسام شايعات، گفتگوهاي خيالي، خبرهايي از زندگي شخصي‌شان و... اما شايد در تاريخ سينماي ايران پس از انقلاب هيچ بازيگري مانند «محمدرضا گلزار» خوراك و سوژه مطبوعات نشد... او بارها توسط اين نشريات ازدواج كرد و جدا شد، درحالي كه او زندگي آرامي را در كنار خانواده‌اش سپري مي‌‌كند...

اين روزها در بيشتر مطبوعات ايران، از ازدواج قريب‌الوقوع او با «مهناز افشار» مطالبي به چاپ مي‌‌رسد كه باعث تعجب همگان شده است... رضا گلزار داماد مي‌‌شود، مهناز افشار عروس مي‌‌شود، فيمل سينمايي «آتش‌بس»، به واقعيت نزديك شد... رضا و مهناز در زمان تصويربرداري عاشق يكديگر شده‌اند و...

اما... يكي از نزديكان رضا گلزار كه هر روز با اوست، اين خبر را كذب محض دانست و گفت: چنين چيزي واقعيت ندارد، جالب است، اين خبر را از شما مي‌‌شنوم، به او گفتم اكثر نشريات اين موضوع را نوشتند و حتي تيتر يك مطالب خود انتخاب كردند كه او گفت: «شايد باورتان نشود، ما اصلا به اين نشريات توجهي نمي‌‌كنيم، شايد تا چندي پيش نگاهي به آنان
مي‌‌انداختيم و لبخند مي‌‌زديم، اما حالا حتي نگاه هم نمي‌‌كنيم، وي در ادامه مي‌‌گويد: تا چندي پيش، دوستان و اقوام گاهي اوقات با من و يا رضا تماس مي‌‌گرفتند و اين اخبار را به ما مي‌‌دادند، اما حالا آنها هم تماس نمي‌‌گيرند، چون مي‌‌دانند اين اخبار كذب محض است، ديگر آنان هم مثل ما عادت كرده‌اند...

وي در ادامه گفت: اگر چنين چيزي هم صحت داشت،‌ هيچ‌وقت، هيچ يك از دو طرف كاري نمي‌‌كردند كه اين موضوع شخصي به مطبوعات كشيده شود... ازدواج گلزار و افشار از كجا خبرش آمده، من هم نمي‌‌دانم...

اين نزديك رضا گلزار افزود: عملكرد اين نشريات باعث مي‌‌شود كه بازيگران حس خوبي نسبت به مطبوعات نداشته باشند و به همين خاطر با نشريات مصاحبه نكنند، مگر نشرياتي كه معتبر بوده و اخبار آنان دقيق باشد كه آنها هم با شك و ترديد انجام بگيرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2  توسط آروین  | 

عشق من...

 TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2  توسط آروین  | 

مهنـــــاز... مهنـــــاز... مهنــــاز! (محبوب من)

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2  توسط آروین  | 

یه حرف قشنگ از مهناز افشار

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛



فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.




توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد

و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند . و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشنان را مي‌دادند . و بعضي آزادگيشان را.



و من ديدم که شيطان مي‌خنديد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2  توسط آروین  | 

مصاحبه با مهناز افشار

مهناز افشار
پنجشنبه 24 اسفند ماه سال 1385
مهناز افشار :ادعای بازیگری ندارم


 

حس مصاحبه کردن با مهناز افشار مثل حس دیدن یک فیلم با سرعت تند و بالا است.

مصاحبه ما، یک مصاحبه شبانه، یعنی زمانی که عقربه‌های ساعت می‌رفت 21:30 را نشان دهد بود ، زمانی که ما به جاده لواسان رسیدیم. بعد این‌که زمان محدودی برای مصاحبه داشتیم یعنی چیزی حدود یک ربع تا 20 دقیقه بعد از گریم شدن اوبرای فیلم سینمایی «کلاغ‌پر».

مکان ما خانه ویلایی در لواسان بود اگر شرایط دیگری مثل انجام شدن مصاحبه بر روی صندلی‌های آهنی و سرد حیات و نم‌نم باران را هم به آن اضافه کنید حق را به ما خواهید داد که یک جایی ریتم مصاحبه تند باشد و یک جاهایی هم در اثر بارش باران ریتم مصاحبه کند شده باشد. در هر حال این فرصتی بود که خیلی غیرمنتظره پیش آمد و ما هم آن را در تاریکی شب نشانه رفتیم.

اخیراً روزهای پرکاری را پشت سر می‌گذارید، امسال «آتش‌بس»؛ «چه کسی امیر را کشت»، «تسویه حساب»، «رئیس» و «تله» شیوه کارگردانی هم متفاوت بود، شما چه حال و هوایی داشتید؟
- باید صادقانه بگویم کار کردن با خانم میلانی حس و حال خوبی داشت چرا که هم خانم هستند و هم این‌که بازی گرفتن ایشان خاص خودشان است و به خاطر لمس این حس و حال زنانه تمام اتفاقات و حواشی که پیرامون شخصیت خانم‌ها می‌گذرد فرق دارد.

آقای الوند هم سبک کار خودشان را دارند. اما ایشان کمتر اجازه می‌دهند که بازیگری بر روی دیالوگ‌هایش مانور بدهد و نسبت به دیالوگ‌های فیلم‌نامه حساسیت داشتند، ولی تجربه متفاوتی بود.

مسعود کیمیایی خیلی از بازیگران جوان سینما را با دنیای هنر آشنا کرده و حالا هم نوبت شماست که اولین تجربه خود را با او پشت سر بگذارید، از او چه آموختید؟
- تجربه بسیار متفاوتی بود. من شنیدم که بعضی‌ها که رئیس را دیدند کلی به فیلم انتقاد کردند.

رئیس را ندیدم اما فکر کنم نقش کوتاهی در آن فیلم دارید؟
- خودم هم فیلم را ندیدم اما نقشم کوتاه نیست. نقش اول زن این فیلم است. ولی آنچه برایم در درجه اول قرار داشت این بود که سبکی متفاوت از مدل کارهای کیمیایی را آموختم.

اما چه کسی امیر را کشت؟ فیلمی است با روایتی جدید در سینمای ما که خیلی حرف و حدیث و البته اعتراض داشت اما جنبه هنری بودن فیلم نسبت به فیلم‌های پرفروش و گیشه‌داری که شما
در آن بازی داشتید بیشتر است؟
- این فیلم، فیلم گیشه نیست و بعضاً همه به من می‌گفتند چرا آن فیلم را بازی کردی.

چرا؟ به نظرم حضور شما و بازی‌تان در آن فیلم متفاوت‌تر بود؟
- خودم هم چنین نظری داشتم، اما اشتباهی که عوامل برای اکران فیلم داشتند این بود که باید می‌گفتند این فیلم را برای سرگرمی نبینید. چون واقعاً فیلم متفاوتی بود. تک تک بازیگرها یک ربع تا 20 دقیقه مقابل دوربین مونولوگ گفتند: بدون این‌که کات داده شود، در هر حال یک‌سری خوششان آمده، یک‌سری نه، بالاخره سلیقه‌ای است اما جای تفکر دارد.

با این حساب بعد از فروش خوب «آتش‌بس» و جنجال «چه کسی امیر را کشت؟» فیلم «تله» چه جایگاهی برای شما دارد؟
- نقش نازنین را وقتی خواندم خوشم آمد، احساس کردم نقش متفاوتی است و جای کار دارد.

به دلیل این‌که در پایان کشته می‌شود به نظرتان متفاوت آمد؟
- هم به این خاطر، هم این‌که نقش یک نقش منفی بود. صحنه‌های زد و خورد فیلم زیاد بود. تمام تلاش ما این بود که آن شخصیت خوب از آب دربیاید.
با این حساب برای مهناز افشار فرقی نمی‌کند، نقش کوتاه، بلند، منفی و مثبت باشد؟
- بحث متفاوت نبودن نیست.

آخه از 8-7 فیلم در اکران، حداقل در یکی یا دو تای آن بازی دارید؟
- همیشه این‌طور نیست که هر نقشی را بازی کنم، کاملاً با فکر، نقش انتخاب می‌کنم و تصمیم می‌گیرم که در فیلمی نقش کوتاه بازی کنم به دلایل مختلف و یا در فیلم دیگری نقش منفی. امیدوارم نتیجه آن درست باشد. چون با فکر انتخاب می‌کنم اما این‌که نتیجه چه می‌شود از دستم خارج است، چرا که فقط به من بستگی ندارد.

امسال فروش عجیب و غریب فیلم «آتش‌بس» برای خودتان تعجب‌آور نبود؟
- اصلاً. از ابتدا می‌دانستم این اتفاق رخ می‌دهد؛ چرا که فیلم‌نامه هم تم خوبی داشت و هم کارگردانی و هم بده بستان‌هایی که در فیلم داشتیم از پیش تعیین شده و فکر شده بود. اما مهم‌‌ترین نکته این بود که تماشاگر که از سینما بیرون می‌آمد حالش خوب بود، این اتفاق مهمی است، مهم این نیست که فیلم صرف تجاری یا صرف هنری باشد. مهم همین اتفاق است که در «آتش‌بس» این اتفاق افتاد.

اتفاقاً همین دسته‌بندی سینمای تجاری- هنری، بازیگران را نیز دسته‌بندی می‌کند، دسته اول بازیگرانی هستند که تنها گیشه را دارند اما دسته دوم همراه گیشه، تفکر مضمون هم دارند. شما معمولاً در اولی بیشتر حضور داشتید؟
- این دسته‌بندی را قبول ندارم، به نظرم اگر فیلمی بفروشد خیلی خوب است و سینما را نجات می‌دهد و اگر هنری باشد از جنبه‌های دیگر مورد توجه است. به‌شخصه ترکیب این دو را دوست دارم و تلاشم هم این بوده که در این‌گونه فیلم‌ها بازی کنم. ما به ترکیب این فیلم‌ها نیاز داریم چون صنعت سینما را نجات می‌دهند.

می‌دانید خیلی‌ها معتقدند بازیگرانی که در این‌گونه فیلم‌ها بازی می‌کنند، فیلم‌های نازلی هستند مانند فیلم‌فارسی‌های قدیمی؟
- اگر درباره من چنین گفته شده، خب باید بگویم من فیلم «کارگران مشغول کارند»،‌ «چه کسی امیر را کشت» و «سالاد فصل» را هم بازی کردم که اصلاً شروع ورودم به فضای حرفه‌ای‌تر سینما بود.

اما وزنه حضور شما در بخش تجاری سنگین‌تر است؟
- نمی‌دانم انتخاب‌هایم همان فاکتورهایی است که گفتم.

خوب «تله» جزو کدام‌یک از این دسته‌بندی‌ها قرار می‌گیرد؟

دلایل را نمی‌توانیم مطرح کنیم که 11-10 سال است که در سینما هستم، ادعایی هم ندارم اما همیشه با هدف خوب بودن جلو آمدم. حالا یک جاهایی درست بوده، یک‌سری جاهایی نه.

انتخابهایتان بر چه اساس است؟
- فیلم‌نامه، کارگردان، گروه بازیگران و نقش.

بحث گیشه و فیلم‌های تجاری شد؛ خیلی‌ها دوست دارند بدانند چه‌قدر پول برای مهناز افشار در بازیگری حرف اول را می‌زند؟
- حتماً که مهم است بالاخره بازیگر زحمت می‌کشد، کار می‌کند و زندگی شخصی خودش را دارد و در قبال کاری که می‌کند برداشت خودش را دارد و هیچ اشکالی هم ندارد.

فکر می‌کنید ستاره‌اید؟
- امیدوارم که باشم.

اگر باشید خوشحال می‌شوید؟
- ستاره به معنای واقعی بازیگری را دوست دارم. البته شکل ستاره مهم است که باید ستاره را ببینیم و برای آن سقف نگذاریم، در واقع آن را با مفهوم بازیگری حرفه‌ای ببینیم، نه پوچ
و توخالی. به این ترتیب خیلی خوشحال می‌شوم اگر این اتفاق افتاده باشد.

با امیدواری می‌گویید، یعنی این اتفاق درباره شما رخ داده است؟
- ان‌شاءا... که چنین باشد.

مطالب روزنامه‌ها و نقدها و یا تعریف‌ها را می‌خوانید؟
- بله، صد در صد نقدها را می‌خوانم، چون برایم خیلی مهم است؛ مخصوصاً اگر صادقانه باشد. خوشحال می‌شوم اگر حرفه‌ای و صادقانه بازی‌ام نقد شده باشد و از آن استفاده می‌کنم.

در جشنواره فیلم فجر امسال، خیلی‌ها از انتخاب‌ها ناراضی بودند، کمتر بازی شما در جشنواره دیده می‌شود؟
- من درگیر سلایق و علایق مردم نیستم. اگر خیلی زرنگ باشم و باهوش، تمام تمرکزم را روی بازیگری می‌گذارم و تلاش می‌کنم که اخلاق حرفه‌ای درستی داشته باشم و کارم را درست انجام دهم، همین.

یک سؤال دیگر، بالاخره چه کسی را امیر کشته بود؟!‌
- شما فکر می‌کنید چه کسی امیر را کشت؟!
شما بگویید؟
- می‌گویم اما برای مصاحبه بعدی.

 

منتظر باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 2  توسط آروین  | 

کلیپ:"نه حسن خطر ناکه حسن" رو از این سایت ببینید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 1  توسط آروین  | 

یه عکس توپ از بهنوش بختیاری...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

فال من این شد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

فال حافظ

 

ابتدا نیت کنید و بعد کلید زیر را فشار دهید

ابتدا نیت کنید بعد کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

جری لوییس

بیوگرافی جری لوييس كمدين، خوش خنـده

جري لوييس كمدين، تهيه‌كننده، نويسنده و كارگردان سرشناس آمريكايي است كه به‌خاطر شوخي‌هاي خنده‌آور و ژست‌هاي بامزه‌اش و بنياد خيريه‌اش معروف است. جري لوييس در طول مدت عمر حرفه‌اي خود جوايز متعددي را از جشنواره فيلم كمدي آمريكا، دوربين طلايي، اتحاديه منتقدين فيلم لوس‌آنجلس و جشنواره فيلم ونيز از آن خود كرده است و در منطقه يادبود مشاهير هاليوود دو ستاره براي خود دارد. لوييس در حال حاضر در لاس‌وگاس و نوادا زندگي مي‌كند. لوييس در سال 1946 با «دين‌مارتين» زوجي موفق را تشكيل دادند. اين دو در كنار برنامه‌هاي شبانه كه بسيار محبوب مردم بود، در چندين فيلم كمدي ظاهر گشتند كه از موفقيت بالايي برخوردار شدند. اين گروه دو نفره ده سال بعد منحل شد.

كار حرفه‌اي

لوييس در روز شانزدهم مارس 1926 در «نوارك» واقع در نيوجرسي چشم به جهان گشود. نام او را «جوزف لويچ» يا بنا به قولي «ژروم لويچ» گذاشتند. پدرش «دني لوييس» واريته (نمايش متنوع همراه با ساز و آواز) اجرا مي‌‌كرد. لوييس از سال 1942 يعني از شانزده سالگي بازي در نمايش‌هاي كمدي را آغاز كرد و دو سال بعد و در هجده سالگي ازدواج كرد.

مارتين و لوييس
لوييس شهرت اوليه خود را در كنار «دين ‌مارتين» خواننده به دست آورد. مارتين همواره مردي عاقل بود كه بايد با لوييس ديوانه سرمي‌كرد. گروه كمدي مارتين و لوييس با تعداد زيادي از نمايش‌هاي متنوع در دهه چهل معروف شدند. شايد شهرت و محبوبيت لوييس به اين خاطر بود كه بيشتر اوقات في‌البداهه از كلمات و حالات خنده‌آور استفاده مي‌كرد و زياد پايبند متن نبود. در اواخر دهه 1940 آن دو با برنامه‌هاي شبانه‌شان كاملا شناخته شدند. منتقدين اغلب قادر به توصيف حالات بي‌نظم و شلوغ آن دونبودند و فقط به يك جمله بسنده مي‌كردند: «مارتين آواز مي‌خواند و لوييس دلقك‌بازي درمي‌آورد.» ولي تماشاچيان از انرژي و هيجان اين تيم دو نفره لذت مي‌بردند و هميشه برنامه آنها را از تلويزيون و استوديو پارامونت پيكچرز دنبال مي‌كردند. كم‌كم نقش مارتين در فيلم‌نامه‌ها كمرنگ‌تر شد و توجهات، بيشتر به لوييس معطوف مي‌‌شد.به‌طوري كه يك‌بار چاپ lookعكسي بزرگ از اين زوج را در مجله كرد. اين عكس در حقيقت تصوير لوييس را نشان مي‌داد و تنها گوشه‌اي از صورت مارتين ديده مي‌شد. اين كار عملا مارتين را از لوييس دور كرد و سرانجام در سال 1954 اين زوج حرفه‌اي از يكديگر جدا شدند اما پس از جدايي هر دوي آنها به شهرت انفرادي دست يافتند. بارديگر كه اين دو در كنار هم ديده شدند در سال 1976 و در فيلمي به كارگرداني «فرانك سيناترا» بود كه بسيار مورد توجه مردم قرار گرفت. لوييس در سال 2005 در كتاب «اين ومن يك داستان عاشقانه» احساس خود را نسبت به همكار قديمي‌اش «دين مارتين» بيان كرد.

ستاره كمدي
پس از انحلال گروه «مارتين و لوييس»، جري در استوديوي پارامونت پيكچرز به كار ادامه داد و يك ستاره كمدي بزرگ شد. نخستين فيلم سينمايي او «مجرم ظريف» (1957) نام داشت. او پس از آن در پنج فيلم سينمايي ديگر ظاهر شد.
لوييس در دهه 1950 استعداد خود در زمينه آوازه‌خواني را به نمايش گذاشت و در اين بخش هم موفق ظاهر شد. آهنگ معروف او در آن زمان «فقط به تو بستگي دارد» نام داشت كه در سال 1958 اجرا شد. در سال 1960 در فيلم «پادو» بازي كرد. فيلمي كه نخستين كار او در زمينه تهيه‌كنندگي و كارگرداني بود. لوييس اين فيلم را در هتل «فونتن بلو» در ميامي و با بودجه‌اي بسيار كم ساخت. در آن زمان لوييس روزها در هتل فيلم بازي مي‌كرد و شب‌ها در آن برنامه اجرا مي‌كرد. او براي ساخت فيلم «پادو» از دوربين‌هاي ويديويي و دوربين‌هاي مداربسته استفاده مي‌كرد تا بتواند در هنگام بازي صحنه‌ها را ببيند. بعد از آن بود كه اين شيوه يك روش استاندارد براي ضبط فيلم‌هاي هاليوود شد. از ديگر فيلم‌هايي كه در آنها لوييس هم بازيگر و هم كارگردان بود مي‌توان به «مرد خانم‌ها»، «پسر پيغام‌رسان» و فيلم معروف «پروفسور ديوانه» اشاره كرد. از سال 1966 يعني وقتي چهل سال داشت ديگر لوييس آن جوان لاغر و چابك نبود. او ديگر كندتر كار مي‌كرد و بازي برايش سخت‌تر شده بود. از آن سال بود كه فروش فيلم‌هايش رو به كاهش نهاد تا جايي كه شركت فيلم‌سازي پرامونت پيكچرز احساس كرد ديگر به فيلم‌هاي كمدي جري لوييس نيازي ندارد.از آن پس لوييس به فكر ساخت فيلم‌هاي شخصي افتاد. در سال 1972 فيلم اكران نشده «روزي كه دلقك گريه كرد» را ساخت. اين فيلم داستاني درام داشت كه در اردوگاه نازي‌ها اتفاق افتاد. لوييس دليل اكران نشدن اين فيلم را مشكلات در امور مالي ذكر كرد ولي اخيرا در كتاب «مارتين و من» نوشت كه دليل اصلي اكران نشدن آن فيلم اين بود كه خود از كارش راضي نبود.از فيلم‌هاي بعدي جري لوييس «كار سخت» (1981) به كارگرداني خودش، «سلطان كمدي» (1983) اثر مارتين اسكورسيزي كه در آن با رابرت دنيرو همبازي بود، «روياي آريزونا» (1994) و آخرين كارش «استخوان‌هاي خنده‌دار» (1995) هستند اما لوييس در اروپا محبوب باقي ماند. منتقدين اروپايي همواره او را بازيگري تحسين برانگيز دانسته‌اند كه روي تك‌تك حركاتش تسلط كامل دارد و از اين زاويه او را قابل قياس با هوارد هوكس و آلفرد هيچكاك مي‌دانند. باوجود اين‌كه لوييس ديگر در فيلم‌هاي كمدي ظاهر نمي‌شود ولي هنوز هم مردم او را دوست دارند و حرف‌هاي بامزه او به صورت تكه كلام‌هايي درآمده كه در فرهنگ محاوره آمريكا جا بازكرده است.

امور خيريه
در سال 1952 لوييس «بنياد ضعف عضلاني» را تاسيس كرد و پس از آن در مناسبت‌هاي مختلف سعي كرد براي كمك به بيماران اين بنياد، كمك مالي جمع كند. تلاش‌هاي او تاكنون سبب جمع‌آوري بيش از دو ميليارد دلار گشته كه همگي صرف مراقبت‌ از بيماران عصبي عضلاني و تحقيقات علمي درباره اين بيماري شده است.
اوايل مارتين و لوييس در كنار هم اين كارها را انجام مي‌دادند ولي بعدها وقتي اين دو از يكديگر جدا شدند لوييس به تنهايي اين امر خير را ادامه داد. لوييس از سال 1952 رييس اين بنياد بوده است. در سال 1977 جري لوييس تنها شخصيت سرشناسي بود كه نامزد و برنده جايزه صلح نوبل شد و در سال 1985 از طرف سازمان دفاع آمريكا به‌خاطر خدمات عمومي قابل توجهش مدال افتخار دريافت كرد.

زندگي خصوصي
پدر و مادر لوييس «دني و رائه لوييس» نام داشتند و هر دو به‌طور حرفه‌اي در عالم هنر فعاليت مي‌كردند. پدرش نمايش اجرا مي‌كرد و مادرش در راديو پيانو مي‌نواخت وقتي جري تنها پنج سال داشت در راديو آواز خواند. وقتي پانزده ساله شد كاملا به اجراي پانتوميم و برنامه‌هاي كميك تسلط داشت. او كت و شلوار گشاد و آويزاني را بر تن مي‌كرد و نمايش اجرا مي‌كرد و با همين تجهيزات ساده همه را مي‌خنداند. در آن زمان بود كه «مكس كولمن» همكار پيشكسوت پدرش به او توصيه كرد كارش را جدي بگيرد چون حتما موفق خواهد بود و همين‌طور هم شد و شهرت لوييس جهاني شد. يكي از علايق هميشگي لوييس بازي «بيس‌بال» است. او در دهه پنجاه و شصت بيسبال بازي مي‌كرد و عضو تيم «لوس آنجلس لجرز» بود. لوييس در سال 1967استاد دانشگاه كاليفرنياي جنوبي شد و سلسله سخنراني‌هاي وي در آن دانشگاه در كتابي به نام «فيلم‌ساز مطلق» به چاپ رسيد. موضوعي كه شايد كمتر كسي از آن اطلاع داشته باشد. اين است كه لوييس هشت بار برنده جايزه بهترين كارگردان سال در اروپا شد. «ژان لوگ‌گو‌دارد» كارگردان فرانسوي درباره وي مي‌گويد: جري لوييس تنها كارگردان آمريكايي است كه فيلم‌هاي مترقي ساخته است. او بسيار بهتر از چاپلين و كيتون مي‌باشد. وقتي نامزد دريافت جايزه صلح نوبل شد، مجري مراسم درباره او گفت «جري لوييس مردي براي تمام فصول، تمام مردم و تمام اعصار است و نام او در قلب ميليون‌ها نفر از مردم دنيا برابر با صلح، عشق و برادري مي‌باشد.»لوييس در سال 1944 با «پتي پالمر» ازدواج كرد و 36 سال با او زندگي مشترك داشت. آنها پنج پسر به نام‌هاي گاري، ران، اسكات، كريس و آنتوني و هفت نوه و يك نتيجه دارند. جري در سال 1983 با «سم پيت‌نيك» ازدواج كرد. حاصل زندگي مشترك آنها دختري به نام «دانيلا سارا» متولد 1992 است كه به گفته جري «چراغ زندگي و هواي ريه‌هاي آنهاست.»لوييس يك شعار هميشگي دارد كه براي مردم بسيار زيباست. او مي‌گويد «من فقط يك بار زندگي مي‌كنم. بنابراين بگذاريد هر خوبي كه مي‌توانم بكنم و هر محبتي كه مايلم نسبت به ديگران ابراز دارم. بگذاريد، نه اين احساس را سركوب نمايم و نه آن را به تاخير اندازم زيرا ديگر به دنيا نخواهم آمد.»


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

اینم یه عکسه توپ از امین حیایی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

Lee Yong Eyee

بیوگرافی (لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش يانگوم در مجموعه جواهري در قصر

جمعه شب‌ها از شبكه دوم تلويزيون مجموعه‌اي پخش مي‌‌شود به نام (جواهري در قصر) كه طرفداران زيادي را پاي جعبه جادويي كشيده است، مي‌خواهيم در اين شماره از نقش اول، اين مجموعه يعني (يانگوم) برايتان بنويسيم، او كيست؟ كجا به دنيا آمده و يك بيوگرافي از زندگي‌اش...

(لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كره‌جنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي آسيا طرفداران زيادي دارد و به همين‌‌خاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است.

لي‌يونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگ‌كنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه‌ او را در بزرگ‌ترين سالن‌هاي خود برگزار كنند. لي‌يونگ‌آئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال 1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آن‌جا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايين‌ترين قبايل آن كشور ملاقات كند.
يونگ‌آئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژه‌ترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ساخت مدرسه و بيمارستان كمك كرد و يك مدرسه دخترانه هم به اسم او در چين شروع به كار كرد.
او در كتاب خود كه در سال 2006 به چاپ رساند، از شرح و حال زندگي و چگونه هنرپيشه شدنش مطلب نوشت.او مي‌گويد: براي اولين‌بار در سال 1991 در يك آگهي تبليغاتي شكلات شركت كرد و بعد تصميم گرفتم در رشته بازيگري ادامه تحصيل دهم. وي مشكل‌ترين نقش خود را بازي در سريال جواهري در قصر و نقش (دائه يانگوم) و پس از آن نقش كاملا متفاوت در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) مي‌‌داند. او مي‌‌گويد: هرگز نمي‌‌خواهم يك حس از زندگي من بيرون برود و آن بازي با تمام وجود است.لي‌يونگ آئي در سال 2005 و در فستيوال فيلم اژدهاي آبي، برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن و در سال 2006 به خاطر بازي در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) برنده جايزه هنري (بك‌سنگ) شد.او مدتي مدل تبليغاتي شركت LG شد و در ژانويه سال 2007 به‌خاطر موفقيت در جلب مشتري از سوي اين شركت نشان افتخار دريافت كرد. لي‌يونگ آئي سرگرمي‌هاي خاص خود را دارد كه از جمله مي‌‌توان به علاقه او به آواز‌خواني، شنا، اسب‌سواري و نواختن پيانو اشاره كرد. در ضمن او به زبان‌هاي كره‌اي، انگليسي و آلماني تسلط كامل دارد.

يك افسانه

جواهري در قصر، در سال 2003 براي شبكه MBC در كره‌جنوبي ساخته شد. اين سريال گاه با نام‌هاي (يانگوم بزرگ) يا (دائه يانگوم) در كشورهاي مختلف پخش شده و 54 قسمت مي‌باشد. ساخت و توليد اين سريال مدت يك سال طول كشيد كه البته براي يك سريال طولاني، زمان كوتاهي است. اين سريال بر اساس زندگي يك شخصيت تاريخي در زمان سلسله )goseon( است و درباره اولين پزشك زن سلطنتي اين خاندان ساخته شده است.
نام واقعي سريال كه به گفته خود كره‌اي‌ها بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده، (دايي يانگ گيوم) است به معني (يانگوم بزرگ.) موضوع اصلي اين سريال درباره پشتكار يانگوم مي‌‌باشد كه در كنار آن فرهنگ سنتي كره‌جنوبي و انواع غذاها و روش پخت آنها و طب سنتي اين كشور به خوبي به نمايش درآمده است. داستان جواهري در قصر در سال‌هاي بين 1494 و 1544 ميلادي رخ مي‌‌د‌هد. آغاز سريال زماني است كه ملكه مادر وقت، به دستور امپراطور و توسط يك گروه از افسران گارد مسموم مي‌‌شود. در زمان بازگشت براي يكي از افسران به نام (سوچون سو) اتفاقي رخ مي‌‌دهد، ولي به وسيله يك راهب نجات مي‌‌يابد. راهب به افسر مي‌‌گويد كه سه زن در زندگي او نقش مهمي دارند. اول زني كه اين افسر سبب مرگ او مي‌‌شود. دوم زني كه او جانش را نجات مي‌‌دهد، اما در آخر باز هم موجب مرگ او مي‌‌شود و سوم زني كه عامل مرگ افسر است، ولي جان انسان‌هاي بسياري را نجات خواهد داد. بعدها مشخص مي‌‌شود كه اين سه زن، ملكه مادر، مادر يانگوم و خود او هستند. از سوي ديگر (بانو پارك)، بانوي آشپزخانه سلطنتي به چشم خود مي‌‌بيند كه (بانو چويي) سم را در غذاي ملكه مادر ريخته است، ولي خدمه آشپزخانه سلطنتي او را متهم به دزدي مي‌‌كنند و به او سم مي‌‌خورانند، اما بانو پارك توسط (بانو هن) كه پادزهر را با سم مخلوط كرده نجات مي‌‌يابد و سپس توسط افسر سو كه از قصر رفته است، فراري داده مي‌‌شود. آن دو به‌طور پنهاني در يك دهكده ازدواج مي‌‌كنند و صاحب دختر باهوشي به نام يانگوم مي ‌‌شوند.
چند سال بعد يانگوم كه كوچك و ناآگاه بود، به
همه مي‌‌گويد پدرش افسر گارد سلطنتي بوده و همين صحبت‌ها باعث مي‌‌شود كه مامورين او را پيدا كنند. يانگوم و مادرش فرار مي‌‌كنند، اما مادر يانگوم كه به سختي زخمي شده است، از دنيا مي‌‌رود.مادر در لحظات پاياني عمرش آرزوي خود را به يانگوم چنين گفت: (دوست دارم بانوي اول آشپزخانه سلطنتي شوي و بي‌‌عدالتي و ظلمي كه به من شده است را در كتاب مخصوص بانوان دربار به ثبت برساني.)
بالاخره يانگوم وارد قصر شد و با نبوغ و استعداد درخشاني كه داشت به پيشرفت‌هاي جالبي هم دست پيدا كرد.
او دستيار (بانو هن) از بهترين دوستان مادرش مي‌‌شود و به او كمك مي‌‌كند تا بانوي اول آشپزخانه شود.
توطئه‌هاي بانو چويي و بردارزاده‌اش (گيوم يونگ) باعث مي‌‌شود كه بانو هن و يانگوم به يك جزيره تبعيد شوند. در آن جزيره يانگوم، (بانو هن) را از دست مي‌‌دهد، ولي با زني به نام (يانگ دوك) آشنا مي‌‌شود كه يك پزشك معروف است. خيلي‌ها معتقدند يانگوم اولين پزشك سلطنتي در تاريخ كره است، ولي خيلي‌ها بر اين عقيده‌اند كه (دائه يانگوم) فقط يك نام افسانه‌اي است. شخصيتي كه از نام چند پزشك زن دربار كره‌جنوبي گرفته شده است. البته (دائه)DAE( ) يك لقب به معناي (بزرگ) است كه امپراطور در آينده به يانگوم خواهد داد.

تنوع غذاهاي كره‌اي

نوع غذاهاي كره‌اي و تركيب آنها به آب و هواي آن كشور مرتبط است. اين كشور زمستان‌هاي بسيار سردي دارد و از حدود قرن هفتم تاكنون كره‌اي‌ها به اين فكر افتاده‌اند كه سبزيجات را جزء اصلي غذاي خود كنند. آنها سبزيجات عمل آمده (نمك سود شده) خود را (يومجانگ) مي‌نامند و حتي در طول زمستان كه سبزيجات به سختي يافت مي‌شوند، غذاي اصلي آنها را تشكيل مي‌دهند. آماده‌سازي مواد غذايي در آشپزي كره‌اي از قديم اهميت بسياري داشته است و حتي امروزه نيز با وجود آپارتمان‌ها و آشپزخانه‌هاي مجهز، باز هم سبزيجات نمك سود شده را در خانه نگهداري مي‌كنند. يكي از مهم‌ترين غذاهاي كره‌اي كه پس از پخش سريال جواهري در قصر، در كشورهاي همسايه از جمله فيليپين رواج پيدا كرد و مورد استقبال قرار گرفت (كيم چي) نام دارد. ماده اصلي اين غذاي اصيل كره‌اي كلم و سبزيجات نمك سود شده و ترش شده است كه از قرن دوازدهم وارد برنامه غذايي مردم اين كشور شده. تربچه، خيار و قارچ از ديگر مواد اين غذا هستند. كره‌اي‌ها مي‌گويند تا قرن هفدهم 11 نوع (كيم چي) پخته مي‌شده و در برخي از آنها به جاي سبزيجات از ميوه‌جات و ماهي استفاده مي‌شده است. پس از پخش سريال جواهري در قصر، علاقه به غذاهاي كره‌اي بيشتر شد، به طوري كه توريست‌هايي كه از كشورهاي ديگر شرق آسيا به كره‌جنوبي مي‌روند، به دنبال چشيدن مزه اين غذاها هستند.
چندي پيش نمايشگاه غذاهاي سلطنتي كره‌جنوبي در شهر Bexco افتتاح شد. در اين نمايشگاه انواع غذاهاي ويژه دربار كره‌جنوبي در معرض ديد علاقه‌مندان و به ويژه شركت‌كنندگان در اجلاس اپك كه در اين شهر برگزار شده بود، قرار گرفت. يك خبرنگار تايواني كه از اين نمايشگاه ديدن كرده است، مي‌گويد: ( )ttock(كيك برنج) بسيار خوشمزه است و طريقه پخت آن نيز خيلي جالب مي‌باشد، زيرا از لوبياي قرمز و برنج به هم نچسبيده درست مي‌شود. از ديگر غذاهاي خوشمزه اين جا (توك بوكي) سلطنتي است. اين غذا مخلوط كيك برنج و سبزيجات به علاوه گوشت آغشته به سس سويا و گريل شده، همراه با قارچ است. در واقع اين غذا نوعي اسنك (تنقلات) كره‌اي شيرين و ادويه‌دار با سس فلفل قرمز است. اين خبرنگار مي‌افزايد (از وقتي سريال جواهري در قصر در تايوان پخش شد، مردم علاقه‌مند به غذاهاي كره‌اي شدند.
بايد بگويم هماهنگي بين مصرف سبزيجات و گوشت در برنامه غذايي آنها جالب توجه است.) يكي از برگزاركنندگان اين نمايشگاه مي‌گويد: امپراطورهاي اين كشور به غذا اهميت زيادي مي‌دادند. آنها با مصرف غذاهاي رنگارنگ مي‌فهميدند مردم چه مي‌خورند و محصولات آن سال خوب بوده يا نه. امپراطور روزي پنج وعده غذا مي‌خورد كه دو تا از آنها در ساعت ده صبح و پنج بعدازظهر سرو مي‌شده‌ و به آن (سورا) مي‌گفتند.
در وعده‌هاي (سورا) 12 ظرف غذاي مختلف و يك كاسه برنج سرو مي‌شده و در كنار آن يك ظرف (كيم چي) و چند نوع شوربا نيز قرار داشته است. غذاهاي پادشاه هميشه در كاسه‌هاي نقره و قاشق و چوب‌هاي مخصوص سرو مي‌شد و اين ظروف به گونه‌اي ساخته شده بودند كه اگر در غذا زهر ريخته مي‌شد، رنگ آنها تغيير مي‌كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0  توسط آروین  | 

باور کنید فوق الـــعـاده جـــالــب است...! روی ما را زمین نیندازید

 


  • تست شماره 1
    آيا شما به‌ راحتي‌ دوست‌ پيدا مي‌كنيد؟



  • تست شماره 2
    آيا فردي‌ برون‌ گرا، سرزنده‌، شاد و بانشاط هستيد؟



  • تست شماره 3
    آيا فردي‌ خوش‌ بين‌ هستيد؟



  • تست شماره 4
    آيا فردي‌ وسواسي‌ هستيد؟



  • تست شماره 5
    آيا فردي‌ هنرشناس‌ و اهل‌ هنر هستيد؟



  • تست شماره 6
    آيا فردي‌ كاري‌ و سخت‌ كوش‌ هستيد؟



  • تست شماره 7
    آيا فردي‌ جسور هستيد؟



  • تست شماره 8
    آيا فردي‌ معاشرتي‌ و خونگرم‌ هستيد؟



  • تست شماره 9
    آيا فردي‌ عاطفي‌ و احساساتي‌ هستيد؟



  • تست شماره 10
    آيا فردي‌ فراموش‌ كار و كم‌ حواس‌ هستيد؟



  • تست شماره 11
    آيا فردي‌ شوخ‌ طبع‌ و بذله‌گو هستيد؟



  • تست شماره 12
    آيا فردي‌ مضطرب‌ هستيد؟



  • تست شماره 13
    آيا فردي‌ شجاع‌ و بي‌ باك‌ هستيد؟



  • تست شماره 14
    آيا فردي‌ سلطه‌جو و مقتدر هستيد؟



  • تست شماره 15
    آيا صرفه جو و مقتصد هستيد؟



  • تست شماره 16
    شما صادقيد يا متقلب؟



  • تست شماره 17
    آيا فردي احساساتي و دل رحم هستيد؟



  • تست شماره 18
    آيا فردی خجالتی و کم رو هستيد؟



  • تست شماره 19
    آيا فرد شب زنده داری هستيد؟



  • تست شماره 20
    آيا فردی رويايي هستيد يا واقع گرا؟



  • تست شماره 21
    آيا فردی خشن و ستيزه جو هستيد؟



  • تست شماره 22
    توان سازماندهی و مديريت شما چقدر است؟



  • تست شماره 23
    نگرش شما به زندگی مثبت است يا منفي؟



  • تست شماره 24
    آيا شما فردي خير و نيکوکار هستيد؟



  • تست شماره 25
    آيا شما از شغلتان راضی هستيد؟



  • تست شماره 26
    آيا آرامش به سراغ شما آمده است؟



  • تست شماره 27
    آيا شما يک فرد موفق هستيد؟



  • تست شماره 28
    نيمکره راست مغز شما فعالتر است يا نيمکره چپ؟



  • تست شماره 29
    آيا اعتماد به نفس داريد؟



  • تست شماره 30
    ميزان تاثير سبک و شيوه زندگي تان بر روي سلامتي جسماني شما چقدر است؟



  • تست شماره 31
    آيا شما فردي‌ حسود هستيد؟



  • تست شماره 32
    رابطه‌ شما با مادرتان‌ چگونه‌ است‌؟!



  • تست شماره 33
    آيا فردي پرخاشگر و ستيزه جو هستيد؟



  • تست شماره 34
    زندگي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟



  • تست شماره 35
    شما چگونه فردي هستيد؟



  • تست شماره 36
    همسر ايده‌آل‌ شما متولد چه‌ ماهي‌ است‌؟!



  • تست شماره 37
    آيا معني‌ زندگي‌ مشترك‌ را درك‌ كرده‌ايد؟!



  • تست شماره 38
    انگيزه‌ شغلي‌ شما چيست‌؟



  • تست شماره 39
    آيا شما در زندگي اهل خطرکردن هستيد؟



  • تست شماره 40
    آيا با سياست، کاردان و با تدبير هستيد؟



  • تست شماره 41
    آيا براي‌ تناسب‌ اندام‌ خود، اهميت‌ زيادي‌ قائليد؟



  • تست شماره 42
    آيا مادر نمونه‌اي‌ هستيد؟!



  • تست شماره 43
    آشپزخانه‌ دوست‌ شماست‌ يا دشمن‌تان‌؟!



  • تست شماره 44
    آيا فرزندتان‌ از اعتماد به‌ نفس‌ بالايي‌ برخوردار است‌؟



  • تست شماره 45
    چه‌ سبك‌ جشن‌ عروسي‌اي‌ برازنده‌ شما است‌؟!



  • تست شماره 46
    آيا كمال‌ گرايي‌ بيش‌ از اندازه‌، سد راه‌ خوشبختي‌ و سعادت‌ شما مي‌شود؟!



  • تست شماره 47
    آيا قادريد در هنگام‌ بحران‌ها درست‌ و به‌ موقع‌ عمل‌ كنيد؟



  • تست شماره 48
    در طول‌ روز، چقدر به‌ فكر خود هستيد؟!



  • تست شماره 49
    آيا حس‌ خوشبختي‌ مي‌كنيد شاد و خوشبخت‌ هستيد؟



  • تست شماره 50
    شرايط زندگي‌ تا چه‌ حد بر روي‌ ارتباط مشتركتان‌ اثر مي‌گذارد؟



  • تست شماره 51
    آيا از ارتباطي‌ مستحكم‌ و سالم‌ با همسرتان‌ برخورداريد؟!



  • تست شماره 52
    آيا براي‌ يكديگر ساخته‌ شده‌ايد؟!



  • تست شماره 53
    بگوييد چه‌ غذايي‌ را انتخاب‌ مي‌كنيد، تا بگوييم‌ چه‌ شخصيتي‌ داريد؟



  • تست شماره 54
    آيا توانايي‌ها و قابليت‌هاي‌ بالقوه‌تان‌ را شناسايي‌ كرده‌ايد!



  • تست شماره 55
    هاله‌ شما به‌ حال‌ شما بستگي‌ دارد!



  • تست شماره 56
    كمي‌ فضول‌ يا كنجكاو، كدام‌ يك‌ هستيد؟



  • تست شماره 57
    در چه‌ ماهي‌ بايد متولد مي‌شديد؟!



  • تست شماره 58
    آيا قادريد راه‌ زندگي‌تان‌ را هموار سازيد؟



  • تست شماره 59
    جزييات‌ امور تا چه‌ حد برايتان‌ اهميت‌ دارند؟



  • تست شماره 60
    از نظر دانش‌ آيرويدا، در چه‌ وضعيتي‌ به‌ سر مي‌بريد؟



  • تست شماره 61
    آيا تافته‌ جدا بافته‌ هستيد؟!



  • تست شماره 62
    آيا در كودكي‌ از محبت‌ والدين‌تان‌ سيراب‌ شده‌ايد؟
  • + نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 13  توسط آروین  | 

    یه خبر... !

    مهنـاز افشـار و حميـد گودرزي در انعكـاس

    فيلمبرداري فيلم انعكاس پايان يافت و به زودي با نمايش اين فيلم شاهد حضور بازيگراني همچون: مهناز افشار، كامبيز ديرباز و حميد گودرزي در يك فيلم اجتماعي خواهيم بود.

    اين فيلم به كارگرداني رضا كريمي ساخته مي‌شود كه آخرين فعاليت او در سينما، فيلم تب با بازي حميد فرخ نژاد، لعيا زنگنه و امين حيايي بود. فيلم‌نامه انعكاس نوشته محمد هادي كريمي است و داستاني اجتماعي و خانوادگي را در فضايي پر از تعليق روايت مي‌كند. قصه درباره زوج جواني است كه هركدام بي‌اراده در معرض آزمون سخت اثبات وفاداري قرار مي‌گيرند. آنها تنها دوراه پيش رو دارند. انتخاب نهايي هريك از آنها، انعكاسي را در زندگي مشتركشان رقم خواهد زد و اين قصه فيلمي است كه به زودي شاهد آن خواهيد بود. در فيلم انعكاس بازيگران ديگري هم ايفاي نقش مي‌كنند كه از ميان آنها مي‌توان به شهره قمر، بيتا سحرخيز، رضا رضوي‌‌و...‌اشاره‌كرد.
    اين فيلم به تهيه‌كنندگي سعيد حاجي ميري تهيه مي‌شود و از محصولات مشترك سازمان سينمايي سبحان و راديو تلويزيون عرب(tra) است.

    + نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 13  توسط آروین  | 

    مهنـــــاز... مهنـــــاز... مهنــــاز!

    مهناز افشار

     

     

    مهناز افشار بازیگر ایرانی سینما است. گروهی معروفیت وی را مدیون شباهت ظاهری‌اش به فائقه آتشین (گوگوش) میدانند.

    زندگی‌نامه

    مهناز افشار متولد ۱۳۵۶ در تهران است. با اینکه دوره تدوین فیلم ویدیویی را گذرانده اما فعالیت حرفه‌ای اش را با بازی در مجموعه تلویزیونی «گم شده» در سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. پس از آن او توانست در سال ۱۳۷۸ نقشی در فیلم «شیرهای جوان» (محسن محسنی نسب) بدست آورد.

    اما شباهت او به گوگوش باعث شد تا در زمان اکران فیلم «شور عشق» در سال ۱۳۷۹ به شهرت برسد. او در سال ۱۳۸۳ سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم به فروش خوبی دست پیدا کردند: «کما»، «۱۳ گربه روی شیروانی» و «زهر عسل». جالب آنکه افشار در هر سه این فیلم ها با محمدرضا گلزار همبازی بود. در سال ۱۳۸۴ فیلم «آتش بس» (تهمینه میلانی) با بازی او اکران شد و به فروش خوبی دست پیدا کرد.

    مهناز افشار با اینکه یکی از پولسازترین بازیگران سینمای ایران در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ است اما بازی اش از سوی منتقدان هنوز چندان جدی گرفته نشده. او در سال ۱۳۸۴ در فیلم کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) در کنار بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، رضا کیانیان و فاطمه معتمدآریا بازی کرد.

    + نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 11  توسط آروین  | 

    محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران كوثري و نيوشا ضيغمي در «توفيق اجباري»
    محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران كوثري و نيوشا ضيغمي در «توفيق اجباري»


    سينماي ما- محمدحسين لطيفي ششمين ساخته بلندش  را در تهران كليد زد. «توفيق اجباري» عنوان جديدترين كار اين فيلمساز است كه با بازي محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران كوثري، نيوشا ضيغمي و دو بازيگر ديگر مقابل دوربين خواهد رفت. اين فيلم  ماجراي طنزآميزي دارد كه توسط سيدكمال طباطبايي تهيه مي‌شود و داستان آن درباره‌ي رضا بازيگر معروف سينماست كه پس از جدايي از همسرش ماجراهايي برايش اتفاق مي‌افتد.
    عمده صحنه‌هاي «توفيق اجباري» در تهران و بخش اندكي از آن در شمال كشور فيلمبرداري خواهد شد.
    محمد حسين لطيفي كه فيلم «روز سوم» را آماده‌ي نمايش دارد پيش از اين فيلم‌هاي «سرعت»، «عينك دودي»، «دختر ايروني» و «خوابگاه دختران» را ساخته است.

    + نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/03ساعت 11  توسط آروین  | 

    هديه تهراني : دغدغه هاي كمك به سينماي ايران

    هدیه تهرانی، دغدغه های کمک به سینمای ایران




    ستاره بى چون و چراى سينماى ايران سال ها است از دغدغه هاى معمول بازيگران اين سينما فاصله گرفته است. براى او ديگر زمان حضور در فيلم ها، نامش در تيتراژ، انبوه شايعات

     
    پيرامونش و بسيارى مسائل ديگر مهم نيست. او مى داند كه حتى حضور چند دقيقه اش در فيلمى كه چند بازيگر معروف و كارگردان شناخته شده اى دارد مى تواند بيش از همه آنها

    تماشاگر جذب كند و نام و تصويرش هم قبل از همه آنها در مواد تبليغى بيايد. هديه تهرانى مدت ها است دغدغه هاى ديگرى برايش مطرح است. اين دغدغه ها البته از همان روزهاى اول

     
    كارش وجود داشت اما براى پاسخ به آنها چند سالى بايد مى گذشت. تهرانى قصد دارد از وجودش به نفع سينماى ايران استفاده كند و اينكه بتواند توليد فيلمى را به واسطه حضورش راه

     
    بيندازد يا شرايط كار جوانان مستعدى را فراهم كند. با چنين ايده آل هايى حضور هديه تهرانى در چند سال اخير در سينماى ايران معنا مى يابد. كم كارى و گزيده كارى اين سال هاى او

     
    بيشتر معطوف به رسيدن به چنين ايده آل هايى بوده است. هر چند تجربه هاى جديد و پيشنهادهاى بكر هم هميشه جاى خود را داشته اند



    تهرانى يكى دو سالى هست كه با اين استراتژى حضور كمترى در جريان اصلى سينماى ايران داشته است. بازى هاى چنددقيقه اى در «دوئل» و «يك بوس كوچولو»، نقش مادر فرزنددار در

     
    فيلم مغشوش «جايى براى زندگى» و سريال متوقف مانده «فرزند صبح» هيچ كدام تهرانى را به شكل كامل به پرده سينماها نياوردند و كمك هاى بى دريغ او بيشتر معطوف به پشت

     
    صحنه سينما بوده است. جشنواره بيست و چهارم فجر نمايشگر محصول كامل اين استراتژى است. دو فيلم «چهارشنبه سورى» و «شبانه» ضمن آنكه بعد از مدت ها تهرانى را به عنوان

     
    يكى از نقش هاى اصلى فيلم به پرده مى آورد، نمونه كامل آثار مورد نظر او در استراتژى اين سال هايش است. «چهارشنبه سورى» با گريم، فيلمنامه متفاوت و يك گروه توليد حرفه اى در

     
    مجموعه فيلم هاى وسوسه برانگيز و پيشنهادهاى جذاب قرار مى گيرند. «شبانه» اثرى تجربى با فيلمسازان جوانى است كه بخش عمده توليدش مديون تهرانى است. از اين نظر فيلم در

     
    مجموعه همان دغدغه هاى اين سال هاى تهرانى قرار مى گيرد. از هر دو فيلم شنيده هاى مختلفى به گوش مى خورد اما اصلى ترين نكته اين است كه دوران گذار تهرانى به جايگاه

     
    جديدش سپرى شده است. او مى خواهد از امتيازهاى «ستاره» بودن براى تمام سينماى ايران استفاده كند. پاسخ مثبت جشنواره بيست و چهارم مى تواند عامل تداوم اين روند باشد

     
    سينماى ايران بايد قدر اين ستاره اش را بداند.

    + نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 14  توسط آروین  | 

    بیو گرافی مهناز افشار

     

    بیوگرافی و توضیحات


    نام: مهناز افشار

    تاریخ تولد: 1356

    مدرک: دیپلم علوم تجربی

    ...............................................

    شباهت بیش از حد او به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم خاکستری مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم نگین به سینما بازگشت.

    او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند: « کما »، « 13 گربه روی شیروانی » و « زهر عسل ».



    بخشي از فيلم شناسي


    گمشده (مجموعه تلویزیونی، 1376)


    دوستان (علی شاه حاتمی، 1377)

    شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378)

    شور عشق (نادر مقدس، 1378)

    خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80)

    نگین (اصغر هاشمی، 1380)

    دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381)

    13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)

    زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1382)

    کما (آرش معیریان، 1382)

    سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)

    آکواریوم (ایرج قادری، 1383)

    کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)

    آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383)

    شام عروسی (کیومرث پوراحمد، 1383)

    چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

    تله (سیروس الوند، 1385)

    رییس (مسعود کیمیایی، 1385)

    + نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 14  توسط آروین  | 

    يك بيو گرافي توپ از امين حيايي (بازيگر محبوب من)

    بيو گرافي امين حيايي

    بیوگرافی و توضیحات




    نام: امین حیایی

    تاریخ تولد: 1349

    همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر سینما)

    ...............................................

    - در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر

    یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.

    - خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.

    - او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای هتل کارتن، دست های آلوده و بخصوص در فیلم مزاحم که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.

    - او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت

    - بازیهای متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و دختر ایرونی و در سال 1383 با فیلمهای « کما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او

    به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم « دختر ایرونی » از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.

    بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد

     

    بخشي  از فيلم شناسي


    فیلمهای سینمایی:

    - دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)

    - دو روی سکه (محمد متوسلانی - 1371)

    - پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)

    - حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)

    - براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)

    - هتل کارتن (سیروس الوند - 1375)

    - بادام های تلخ ‌(کاظم معصومی - 1376)

    - دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)

    - سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)

    - علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)

    - مونس (حمید رخشانی - 1378)

    - تکیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)

    - مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)

    - مزاحم (سیروس الوند - 1380)

    - اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

    - رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)

    - عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)

    - تب (رضا کریمی - 1381)

    - دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)

    - مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)

    - کما (آرش معیریان - 1382)

    - زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)

    - شارلاتان (آرش معیریان - 1383)

    - سرود تولد (علی قوی تن - 1383)

    - پوکر (کاظم راست گفتار - 1383)

    - آکواریوم (ایرج قادری - 1383)

    - عروس فراری (بهرام کاظمی، 1383)

    - ستاره ها (هر سه جلد - فریدون جیرانی، 1384)

    - شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)

    - چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

    - تله (سعید اسدی، 1385)

    - میهمان (سعید اسدی، 1385)

    - اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)



    مجموعه های تلویزیونی:

    - آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)

    - روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب - 1377

    + نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 14  توسط آروین  | 

    وای وای وای...

    وای یادم رفت می خواستم قبل از رفتن یه عکس از نانسی بذارم ! بفرمایید.

    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 1  توسط آروین  | 

    معصومانه ترین عشق تقدیم تو باد.

    با تمام وجودم تو را می پرستم

    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 1  توسط آروین  | 

    می خوانمت با تمــــــــــام وجــود...

    حرفهایم را به تو گفته ام اکنون بشنو این سکوت تلخ را!

    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 0  توسط آروین  | 

    در این تنهایی بی تو ماندم!

    پری
    تو می روی و من فقط نگاهت می کنم! تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم‌.... چون بعد از رفتن تو یه عمر فرصت برای گریه کردن دارم ولی برای دیدنت همین چند لحظه را دارم.
    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 0  توسط آروین  | 

    قسمت نشد ببينمت خدانگهداري كنم
    فرصت نشد بمونمو از تو نگهداري كنم
    گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برام
    اگه يه وقت بگي نرو رفتن پر از درده برام
    گفتم صداتو نشنوم نديده از پيشت برم
    پشت سرم زاري نكن چي كار كنم مسافرم
    من ميمرم ولي باز تو بدون هميشه
    ياد تو از خاطر من فراموش نمي شه
    گل من خوب مي دوني بي تو تك و تنهام عزيزم
    اگه تو نباشي ميمرم
    نامه رو تا تهش بخون گريه نكن طاقت بيار
     نامه رو خط خطي نكن
    دو جمله ام رو دووم بيار
    باور نكن يه بي وفام نامه مي ذارمو ميرم
    نه قسمت زندگيم اينه به كي بگم مسافرم
    سهم من از تو دوري تو لحظه هاي بي كسي
    قشنگي قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
    من ميمرم ولي باز تو بدون هميشه
    ياد تو از خاطر من فراموش نمي شه
    گل من خوب مي دوني بي تو تك تنهام عزيزم
    اگه تو نباشي مييرم
    هميشه زنده مي مونم با ياد تو ترانه هام
    منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام ديگه تموم شد فرصتم
    خاطره هام پيشت باشه تمام خاطرات خوش خدانگهدارت باشه
    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 0  توسط آروین  | 

    تقدیـــــــم به دنیـــــــــای عاشـــــقـــــــان

    + نوشته شده در  جمعه 1386/04/22ساعت 0  توسط آروین  |